فیسبوک چطور می‌خواهد از این روزنه بهره‌برداری کند؟

گروه مربوطه : ارزهای دیجیتال
زیر گروه مربوطه : بیتکوین
فیسبوک چطور می‌خواهد از این روزنه بهره‌برداری کند؟

فیسبوک برای بهره‌برداری از خلاءهای موجود در ساختار قانونی و فناوری از یک سری اصول کلی پذیرفته شده در صنعت بیت کوین استفاده می‌کند. این صنعت را می‌توانید مانند پازلی در نظر بگیرید که فعلا فقط چند تکه‌ی بزرگ دارد و بخش‌های زیادی از آن خالی است؛ فیسبوک دارد از شکاف‌های بین این تکه‌ها بهره‌برداری می‌کند. این قطعات عبارتند از:

  • مجراهای ورودی و خروجی (از جمله صرافی‌های ارز دیجیتال) که می‌توانید در آنها بیت کوین را با دلار مبادله کنید؛
  • بانک‌ها که حساب‌های بانکی را در اختیار صرافی‌ها قرار می‌دهند؛
  • قانون‌گذاران که قوانین احراز هویت مشتری (KYC) و ضد پولشویی (AML) را وضع می‌کنند؛
  • شرکت‌های تحلیل‌گر بلاک چین که بر تراکنش‌های ارز دیجیتال به‌منظور کشف فعالیت‌های مشکوک نظارت می‌کنند؛
  • و کاربران بیت کوین که بیت کوین را در صرافی‌های ارز دیجیتال خریدوفروش می‌کنند و به توزیع آن در اکوسیستم جهانی‌اش می‌پردازند.

به نمودار زیر دقت کنید. در این نمودار نشان داده‌ایم که این افراد و سازمان‌ها چه رابطه‌ای با یکدیگر دارند:


چیزی که فیسبوک می‌خواهد از آن بهره‌برداری کند در ترکیب دو ویژگی مهم بیت کوین نهفته است: ناشناس‌بودن کلید عمومی بیت کوین و شفافیت بلاک چین آن.

شفافیت، به سازمان‌ها و افرادی که در نمودار نشان داده شده‌اند امکان می‌دهد بر سیستم بیت کوین نظارت و بررسی کنند که آیا با مقررات سازگار است یا نه. اما ناشناس‌بودن در این سیستم، سبب می‌شود هر کسی که یک کامپیوتر در اختیار دارد به‌راحتی این روش‌های نظارتی دقیق را دور بزند.

افرادی که بر صنعت مالی نظارت می‌کنند، خوب می‌دانند که نمی‌توانند تک‌تک افراد شرور را گیر بیندازند. به‌نظر آنها همین کافی است که نشان دهند توانایی نظارت بر بخش قابل‌توجهی از تراکنش‌های ورودی به پلتفرم‌شان را دارند. تعدادی از افراد شرور را هم در لیست سیاه قرار می‌دهند و البته این فهرست را مدام به روز نگه می‌دارند.

شرکت‌های تحلیل‌گر بلاک چین هم به‌طور مرتب نمودارهایی ارائه می‌دهند که نشانگر آن است که این سیستم نظارتی دارد خوب کار می‌کند. این نمودارها هر کسی را قانع می‌کنند که همه چیز تحت کنترل هست، واقعا هم اینطور است. پس مشکل کجاست؟ مشکل این است که نظارت در این میان هیچ نقشی ندارد. اگر تخلفی صورت نمی‌گیرد به‌این‌دلیل است که تقریبا همه فعالیت‌های سیستم بیت کوین از افرادی سرچشمه می‌گیرد که بیت کوین را نگه می‌دارند (احتکارکنندگان) و آنها هم که اصلا زحمت دور زدن سیستم نظارتی را به خودشان نمی‌دهند!.


اما چیزی که این نمودارهای مبتنی بر اعداد و ارقام در آن با شکست مواجه می‌شود، پتانسیل بنیادینی است که در طراحی ناشناس این سیستم جاسازی شده است و دور زدن سیستم نظارتی را هر زمان و هر جایی که نیاز باشد امکان‌پذیر می‌کند.

برای درک بهتر این موضوع بیایید مثالی دیگر را بررسی کنیم. فرض کنیم که دولت یک کشور تصمیم بگیرد بر چاپگرهای سه‌بعدی نظارت کند، به‌طوری‌که هیچ‌کس نتواند تصویر سه‌بعدی اسلحه را در منزلش چاپ کند. آنگاه برای رسیدن به این هدف، ترتیبی بدهد که همه چاپگرهای سه‌بعدی که تولید می‌شوند مجهز به یک دوربین نصب‌شده از سوی دولت باشند.

کافی است این اتفاق رخ دهد؛ بلافاصله وب‌سایت‌هایی ظاهر می‌شوند که با نرم‌افزارهایی به شما کمک می‌کنند ویدئوهای استاتیک مخصوصی را ایجاد و به چاپگرتان ارسال کنید تا دولت نتواند فعالیت‌هایتان را مشاهده کند. ازآنجاکه ۹۸% از صاحبان چاپگرهای سه‌بعدی هیچ علاقه‌ای به چاپ اسلحه یا دستکاری ویدئو ندارند، با دوربین مشکلی پیدا نمی‌کنند. بنابراین اجازه می‌دهند دولت روی فعالیت‌های آنها نظارت کند. حالا اگر فرض کنیم دولت یک شرکت تحلیل‌گر بلاک چین بود، به‌سرعت نموداری تهیه می‌کرد و در آن گزارش‌های دقیقی می‌داد که چطور ۹۸% از فعالیت‌های چاپگرهای سه‌بعدی سراسر کشور را مشاهده کرده است و می‌بیند که هیچ تخلفی در آنها صورت نمی‌گیرد. در نهایت هم اعلام می‌کرد که چاپگر سه‌بعدی یکی از شفاف‌ترین سیستم‌های جهان است و بنابراین کشور هیچ نگرانی از چاپ سه‌بعدی سلاح نخواهد داشت. حقیقت این است که بدون نظارت دولت هم آن ۹۸% هیچ‌وقت اسلحه چاپ نمی‌کردند!

سیستم نظارتی فعلی بیت کوین هم به همین شیوه کار می‌کند. ممکن است صرافی‌ها را قانون‌گذاری کنند، اما خود بیت کوین‌ها بی‌ثبات هستند و از طریق روزنه‌های قانونی به بیرون نفوذ می‌کنند. این برای بیت کوین خوب است، زیرا به‌این‌ترتیب هم می‌تواند در فضای قانونی معامله شود و هم اینکه هر کسی روی کره زمین می‌تواند از آن استفاده کند. شفافیت و ناشناس‌بودن دو ویژگی اساسی هستند که هر ارز دیجیتال برای رسیدن به کاربرانی در سراسر جهان باید آنها را داشته باشد.

به‌همین‌دلیل فیسبوک با پروژه لیبرای خودش می‌خواهد هر دوی این ویژگی‌ها را به دست آورد. همان‌طور که دیوید مارکوس مدیر پروژه لیبرا و نایب‌رئیس محصولات پیام‌رسان فیسبوک می‌گوید، آنها می‌خواهند لیبرا همزمان به‌عنوان پول نقد دیجیتال در دسترس افراد باشد و با قوانینی مانند قانون مبارزه با پولشویی و نظایر آن نیز سازگاری داشته باشد. آقای مارکوس طرفدار بیت کوین هم هست و تا همین اواخر جزو اعضای هیئت مدیره بزرگ‌ترین صرافی ارز دیجیتال در ایالات متحده بود: کوین بیس.