بازی‌های پشت پرده

گروه مربوطه : ارزهای دیجیتال
زیر گروه مربوطه : بیتکوین
بازی‌های پشت پرده


داستان از دوشنبه هفته گذشته (۵ آگوست – ۱۴ مرداد) شروع شد که چین اجازه داد که نرخ برابری رنمینبی (پول رایج چین) در مقابل دلار به زیر ۷٫۰ برسد.

اداره خزانه‌داری آمریکا هم تقریباً بلافاصله با زدن اتهام دستکاری عمدی پول چین اعلام کرد که آن‌ها از این به بعد چین را به‌ عنوان «شیاد ارزی» در نظر خواهد گرفت.

این اقدام از لحاظ تئوری، به دولت ترامپ امکان استفاده از پوشش‌های قانونی لازم برای اعمال تحریم‌های تنبیهی علیه این کشور را خواهد داد. پس این حرکت، بازارها هم از تصور یک جنگ ارزی تمام‌عیار به هم‌ریختند. جنگی که در آن‌ هر دو طرف به صورت مداوم نرخ تبادل‌ها را کاهش می‌دهند که در نتیجه می‌تواند باعث ایجاد یک مارپیچ نزولی مخرب در معاملات و رشد اقتصادی شود.

البته شاید این اتفاق هرگز به وقوع نپیوندد.

روز سه‌شنبه بانک خلق چین توانست کمی از هراس سرمایه‌گذاران کم کند. این بانک با خرید رنمینبی بیشتر با هدف ایجاد ثبات در ارزش آن، نشان داد که فعلاً قصد این را ندارد که از ارز ملی خود به‌عنوان یک سلاح در جنگ تجاری استفاده کند.

البته باید گفت که اظهارنظر رسمی آمریکا در این رابطه هم به‌هیچ‌وجه با عقل جور در نمی‌آید. مطابق تعریف ارائه‌شده توسط خود اداره خزانه‌داری، دستکاری (ارزی) باید شامل یک مداخله یک‌طرفه و مداوم در بازار برای تضعیف ارز داخلی باشد؛ اما سقوط رنمینبی به این دلیل اتفاق افتاد که بانک خلق چین از انجام مداخلات سابق خود برای پشتیبانی از آن خودداری کرد.

باید اذعان کرد که چین در ۵ سال گذشته به‌طور مداوم برخلاف تعریف دستکاری بازار عمل کرده است. می‌توان گفت که این کشور حتی برای تغییر مدل رشد اقتصادی کشور از وابستگی به صادرات خارجی، همیشه در پی بالا بردن ارزش ارز ملی خود بوده است. آن‌هم در بازاری که همیشه سعی در پایین کشاندن آن داشته است.

بر همین اساس است که نهادهایی مثل سازمان تجارت جهانی (WTO) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) هیچ‌وقت از اتهام آمریکا به دستکاری شدن ارز توسط چین پشتیبانی نخواهند کرد. عدم همکاری این نهادها باعث خواهد شد که آمریکا، در صورت اعمال یک‌طرفه تحریم‌های مخرب بین‌المللی علیه چین، تنها مانده و در برابر اثرات مخرب آن‌ها بسیار آسیب‌پذیر باشد.