چطور به یک پول خوب برسیم؟

گروه مربوطه : ارزهای دیجیتال
زیر گروه مربوطه : معرفی ارزهای دیجیتال
چطور به یک پول خوب برسیم؟

شما حالا وارد دنیای «پول کالایی» (Commodity Money) شده‌اید. زمان‌های گذشته این پول کالایی صدف، مهره، ادویه‌جات، خز موش، دندان دلفین، شمش‌هایی از جنس چای، نمک و گوسفند بودند.

اما حالا باید با چالشی دیگر رو به رو شوید. چالشی که به مشکل مقیاس‌پذیری در طول زمان و سوال «کی؟» برمی‌گردد.

فرض کنید قبیله خود را متقاعد کرده‌اید که از ماهی دودی به‌عنوان پول استفاده کنند. این مسئله به تنهایی تقاضای بیشتری نسبت به زمانی ایجاد می‌کند که تنها مصرف ماهی هنگام گرسنگی بود. حالا نه تنها مردم می‌خواهند ماهی را بخورند، بلکه آن را برای استفاده به‌عنوان پول می‌خواهند. در این هنگام شاهد «اضافه ارزش پولی» خواهیم بود. چنین مسئله به مشوق شما برای تولید بیشتر محصولات‌تان بدل می‌شود، این در حالی است که با انجام چنین کاری عرضه کلی ماهی دودی را افزایش داده‌اید. و توجه داشته باشید که قیمت، نتیجه عرضه و تقاضاست. اگر عرضه به بالاتر رفتن ادامه دهد و تقاضا ثابت بماند، قیمت کاهش خواهد یافت.

بنابراین، اگر پایداری ماهی دودی از لحاظ فیزیکی تغییر نکند، در طول زمان قابلیت ذخیره ارزشش را از دست می‌دهد. تغییر قیمت در ابعاد جمعی بر سختی تاثیر می‌گذارد. از نقطه نظر مصرف تکی، این کالا همچنان کاربردش در طول زمان را حفظ می‌کند، اما در ساختار یک نظام اقتصادی مبتنی بر پول، این قابلیت رو به نزول می‌گذارد. از طرف دیگر یک ذخیره ارزش ناکارآمد نمی‌تواند وسیله‌ای مناسب برای تبادلات باشد؛ چرا که هیچ کس دلش نمی‌خواهد طی یک تبادل غیرمستقیم ارزشی که ذخیره کرده را از دست بدهد.

این بحث تنها مختص ماهی دودی نیست و مسئله‌ای جامع و کلی است. هر چه یک کالا، بیشتر به‌عنوان پول مورد استفاده قرار بگیرد، تولید کنندگان بیشتری برای افزایش عرضه آن، به سمتش کشیده می‌شوند تا از این راه به سود برسند. هر چه عرضه یک کالا افزایش یابد، قابلیت آن کالا برای استفاده به‌عنوان پول نیز کاهش خواهد یافت.

این چرخه یک روند خود تنظیمی منفی و مداوم و بی انتها نیست که در نهایت به سمت ثبات میل کند؛ تغییرات در ساختار تولید که به منظور افزایش عرضه صورت می‌گیرند، در کوتاه مدت اتفاق نمی‌افتد و برگرداندن تغییرات اعمال شده نیز کار آسانی نیست. «اوج گیری و سقوط» نتیجه معمولا این اتفاق است.

از این «تله پول» مثال بسیار است و معمولا نتایجی فاجعه‌بار به همراه دارد. این نمونه‌ای بدیهی از کالایی با نرخ «موجودی قابل گردش» کم است که حتی تغییرات کوچک در گردش نیز (به نسبت موجودی) تاثیرات بزرگی از خود به جای می‌گذارد.