داده‌های اوراکل (Oracle Data)

گروه مربوطه : ارزهای دیجیتال
زیر گروه مربوطه : اخبار و اطلاعیه ها
داده‌های اوراکل (Oracle Data)

بلاک چین ها برای دریافت اطلاعات از دنیای خارجی، وابسته به داده‌های اوراکل هستند. اوراکل‌ها، منابع اطلاعاتی مانند وب‌سایت‌ها، کتاب‌ها، دستگاه‌های اندازه‌گیری، نتایج مسابقات ورزشی و غیره هستند. اکثر اطلاعاتی که ما روزانه در حال دریافتشان هستیم، توسط یک نهاد مرکزی مانند روزنامه، کانال تلویزیونی، نویسنده کتاب، یا یک مقاله منتشرشده، تهیه می‌شود. در زندگی روزمره، ما باید منابع اطلاعاتی موثق و مورد اعتماد خودمان را انتخاب کنیم. برای انجام این کار، ما سابقه نویسنده، منبعی که اطلاعات در آن قرار دارند، و یا به‌طور کلی میانه خودمان با آن منبع را مدنظر قرار می‌دهیم.


تصور کنید من و شما روی آب و هوای فردای سانفرانسیسکو ۵۰ دلار شرط می‌بندیم. من می‌گویم که فردا آفتابی خواهد بود و شما روی بارانی بودن آن شرط می‌بندید. حالا ما سه گزینه برای مدیریت این معامله داریم:

اول اینکه ما به هم اعتماد کنیم. هوای فردا هرچه باشد، بازنده ۵۰ دلار به برنده می‌دهد. اگر ما باهم دوست باشیم، شاید این گزینه راهکار مناسبی برای مدیریت معامله باشد. با این حال، دوست و غریبه فرقی نمی کند. یک نفر می‌تواند به راحتی از پرداخت مبلغ امتناع کند.

راه دوم این است که شرط را به قرارداد تبدیل کنیم. با ثبت یک قرارداد هر دو طرف تمایل بیشتری به پرداخت خواهند داشت. با این حال اگر بازهم یکی نخواهد پرداخت کند چه؟ برنده باید چیزی بیشتر از مبلغ معامله را برای هزینه شکایت پرداخت کند و رسیدگی به پرونده احتمالا مدت زیادی طول می‌کشد. به‌ویژه برای مبالغ کم بستن قرارداد نمی‌تواند گزینه مناسبی باشد.

راه سومی در پیشروی ماست و آن داشتن یک شخص سوم است. هرکدام از ما ۵۰ دلار به شخص سومی می‌دهیم و او کل مبلغ را به برنده خواهد داد. اما… او می‌تواند با تمام پول فرار کند یا از پرداختن آن سرباز بزند.

بنابراین حالا باید یکی را انتخاب کنیم: اعتماد (به یکدیگر یا شخص سوم) و یا قرارداد

مطلوب ترین حالت ممکن، حالتی بدون نیاز به اعتماد و بدون نیاز به قرارداد است. ما نمی‌توانیم به غریبه‌ها اعتماد کنیم و از سوی دیگر با بستن قرارداد کاغذی، اگر طرف مقابل به عهدش وفا نکند، وقت و زمان زیادی تلف خواهد شد.

حالا فناوری بلاک چین وارد می‌شود و راه دیگری را پیش روی ما می‌گذارد که امن، سریع و ارزان است.

ما می‌توانیم چند خط کد بنویسیم و یک برنامه را روی بلاک چین اجرا کنیم تا هر کدام از ما ۵۰ دلار برای آن بفرستد. این برنامه ۱۰۰ دلار را به صورت کاملا امن حفظ خواهد کرد و وضعیت آب و هوای فردا را به صورت خودکار از چند منبع رسمی بررسی خواهد کرد. برنامه ما باید از یک سایت هواشناسی، هوای فردای سانفرانسیکو را بفهمد تا بتواند میان ما داوری کند.  در این مورد، این سایت هواشناسی، اوراکل یا راهنمای ما است.


به‌طور پیش‌فرض، بلاک چین ها نباید به اعتماد نیازی داشته باشند. به همین ترتیب، کاربران نباید نیازی داشته باشند تا بدانند چه کسی در پشت آدرس کلید عمومی کاربر دیگر قرار دارد تا اطلاعات موجود را تأیید کنند. بنابراین ما نمی‌توانیم همان منطق از سیستم‌های متمرکز، که به‌وسیله تصمیم گیری‌های آگاهانه انجام می‌شوند، بر روی سیستم‌های غیرمتمرکز پیاده کنیم.

تفاوتی ندارد که اطلاعات، بر روی زنجیره ساخته‌شده و بنابراین به‌راحتی تأیید شوند یا یک نهاد خارج از زنجیره، اطلاعات را در اختیار داشته باشد. در مورد دوم، اطلاعات باید به‌صورتی برای بلاک چین آماده شوند که نیازی به اعتماد نباشد که این گزینه، برای تصمیم‌گیری در مورد قراردادهای هوشمند کاربرد دارد. مشکل اینجاست که هیچ راه قابل‌اطمینانی برای ارائه اطلاعات از یک منبع متمرکز به بلاک چین، وجود ندارد. آلیس چطور باید بفهمد که اطلاعات باب مورد اعتماد است در حالی که منبع اطلاعات را نمی‌شناسد؟ یک سیستم غیرمتمرکز بر اساس داده‌های متمرکز، دیگر غیرمتمرکز نیست.

در حال حاضر، این مشکل را می‌توان از طریق نودهای ناظر حل کرد. به این طریق که آلیس نه تنها از باب برای اطلاعاتش سؤال خواهد کرد، بلکه نظر چارلی، دنیل، الی و چند نفر دیگر را هم در مورد این اطلاعات خواهد پرسید. با این حال، این روش فقط برای حالت تصمیم‌گیری واقع‌گرایانه امکان‌پذیر خواهد بود. نودهای ناظر در تصمیم‌گیری احساسی قابل‌اعتماد نخواهند بود. فرض کنیم بلاک چین باید بداند که کدام تیم، برنده مسابقه فوتبال بوده تا شرط بندی‌های پیش از بازی را به پاداش‌های خود برساند. بلاک چین می‌تواند به تمام شرکت‌کنندگان، یا یک گروه خاصی از شرکت‌کنندگان، اجازه دهد تا اطلاعات خود از نتیجه بازی را ارائه دهند. پس باب، چارلی، دنیل، الی و سایرین، دانسته‌های خود را از نتیجه آخرین بازی، به اشتراک خواهند گذاشت. ممکن است آلیس، پاسخ‌های متفاوتی را دریافت کند (چون دنیل روز بدی داشته و با دادن اطلاعات غلط، و بدون توجه به نتیجه واقعی، می‌خواهد که برنده شرط‌بندی باشد). پس هرچه آلیس پاسخ‌های بیشتری دریافت کند، بیشتر به پاسخ‌های میانگین و پاسخ‌هایی که به‌دفعات زیادتر تکرار می‌شوند، اعتماد خواهد کرد. فرض بر این است که هر چه تعداد افرادی که نتایج خود را ارائه می‌دهند افزایش یابد، نتیجه بازی دقیق‌تر خواهد بود.
آلیس اطلاعات مربوط به مسابقه را دریافت می کند، به این ترتیب او توسط اکثریت منتخب می‌شود.

در این سناریو، بدون توجه به اینکه تیم X برنده شده است یا خیر، نتیجه هنوز می‌تواند سیاه‌وسفید باشد. اعتقادات افراد درباره تصور آنها از نتیجه صحیح بازی، مهم نیست. اما اگر باب و آلیس خواهان حل اختلاف هستند، ادراک فردی چارلی، دنیل، الی و سایرین از مشکل موجود، مهم است. باب خواهد گفت که حق با اوست و آلیس خواهان حل اختلاف به نفع خود خواهد شد. با این حال، اگر جزئیات اختلاف در زنجیره وجود نداشته باشد، هیچ راهی برای حل‌وفصل قاطعانه اختلافات بین آلیس و باب وجود ندارد. درواقع آنها نمی‌دانند که آیا باب یا آلیس اطلاعات درستی ارائه داده‌اند یا خیر. به همین سبب، نتیجه همیشه جانب‌دارانه خواهد بود. از این رو، این سیستم فقط برای تصمیم‌گیری واقع‌گرایانه مناسب خواهد بود.
آلیس و باب اطلاعات متفاوتی را به کمیته حل اختلاف ارائه می دهند. به همین سبب نتیجه اختلاف نامشخص است.

به‌عنوان مثال برای تعیین مکان یک بسته، اطلاعات مورد نظر حتی اگر از یک دستگاه گرفته شود، نودهای بلاک چین نخواهند فهمید که این دستگاه، قبل از ثبت اطلاعات، دستکاری شده است.

نکته اصلی: هر نود باید قادر به بررسی و تأیید اطلاعات موجود بر بستر بلاک چین باشد. در حالی که یک شبکه غیرمتمرکز می‌تواند به نودها یا یک زیرمجموعه مشخص از نودها اجازه فراهم نمودن اطلاعات برای بلاک چین را بدهد، اطلاعات فقط در مورد داده‌های واقع‌گرایانه صادق خواهد بود. اطلاعات احساسی ارائه‌شده توسط نودهای جداگانه، بر روی زنجیره تأیید نخواهند شد.